![]() |
![]() |
|
|
عشق آن نيست که يک دل به صد يار دهيد عشق آن است که صد دل به يک يار دهيد |
|
تن تو ظهر تابستون و به یادم میاره رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره وقتی نیستی زندگی فرقی بازندون نداره قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره من نیازم تو رو هر روز دیدنه تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون می زنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های منه تو مثه خواب گل سرخی لطیفی مثه خواب من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه من نیازم تو رو هر روز دیدنه تو مثه وسوسه شکار یک شاپرکی تو مثه شوق رها کردن یک بادبادکی تو همیشه مثه یک قصه پر حادثه ای تو مثه شادی خواب کردن یک عروسکی من نیازم تو رو هر روز دیدنه تو قشنگی مثه شکلایی که ابرا می سازن گل های اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن اگه مردای تو قصه بودنن تو اینجایی برای بردن تو با اسب بالدار می تازن من نیازم تو رو هر روز دیدنه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 31 مرداد1384ساعت 15:4 توسط امیر |
|
|
چرا وقتی که آدم تنها می شه غم وغصه اش قد یک دنیا می شه می ره یک گوشه پنهون می شینه اونجا رو مثل یه زندون می بینه غم تنهایی اسیرت می کنه ---- تا بخوای بجنبی پیرت می کنه وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر میزنه غم میاد یواش یواش خونه ی دل در میزنه یاد اون شبها می افتم زیرمهتاب بهار توی جنگل، لب تشنه ، می نشستیم من ویار غم تنهایی اسیرت می کنه ---- تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
میگن این دنیا مثل قدیما نمیشه دل این آدمای زشت دیگه زیبا نمیشه اون بالا باد داره زاغه ابراروچوب می زنه اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمی شه غم تنهایی اسیرت می کنه ---- تا بخوای بجنبی پیرت می کنه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 مرداد1384ساعت 0:30 توسط امیر |
|
|
بازیکی با غصه هاش ، داره آواز می خونه وقتی غم تو دل باشه ،دیگه مردن آسونه قامتش خم شده از کوله ی سیاه غم چی می خواد تو روزگار ،جزخدا کی می دونه کیه این مرد غریب ،مثه من پریشونه می دونه همین شب وتوی دنیا مهمونه بازیکی با بار غم ،خودشو داره می زنه پشت خونه دلش ،غم داره در می زنه می دونه تو زندگی اش ،دیگه خط آخره رو سرش جغد اجل ،داره پرپر می زنه کیه این مرد غریب ،مثه من پریشونه میدونه همین شب وتوی دنیا مهمونه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 مرداد1384ساعت 0:45 توسط امیر |
|
|
اگه تو پیشم نباشی دنیارو غمگین میبینم پشت این غبار اشک عشقمو ویرون میبینم میدونم یه روز میای بازم کنارم میشینی پرده اشکو تو چشام تو فراوون می بینی یاد اون روز اول پیشم تو ایوون نشستی اون عهدی رو که بستی پیمونشو شکستی
اگه تو پیشم نیای دنیا رو غمگین میبینم
پشت این غباراشک عشقموویرون میبینم بی تو ابرای خسته به گلدونا آب نمیدن یاد گلهای تشنه به چشمونم آب نمیدن دلم تو انتظارت بازم بهونه می گیره برای دیدن تو ازم نشونه می گیره
اگه تو پیشم نیای دنیا رو غمگین میبینم
پشت این غباراشک عشقموویرون میبینم اگه تو پیشم نیای به گلدونا آب نمیدم توی ایوون خونه هیچ کس و من راه نمیدم گلهای عشقمونو روشاخه پرپرمی کنم این دل غم زده رو همیشه زندون می کنم
" فریدون فروغی "
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 مرداد1384ساعت 2:25 توسط امیر |
|
|
سلام خدمت همه شما عزیزان اول ازهرچیز این روز بزگ راخدمت همه مادران مخصوصا مادرشما بازدید کننده گرامی تبریک می گویم. اگه یادتون باشه قرار بود یه خدمتی تو وبلاگم واستون داشته باشم. این خدمت را که به عنوان پوسترهای رایگان نامگذاری کرده ام اینگونه است که : شعر یا مطلب از شما ونوشتن ازمن به طوری که شما عزیزان شعر یا مطلبتون ( لطفا کوتاه باشد )رادر قسمت نظرات یا به صورت ایمیل مطرح میکنید ومن آنها را با خط خودم مینویسم واسکن میکنم . اگرمطلبتون خصوصی بود که برایتان ایمیل میکنم واگر خصوصی نبود برای گرفتن پوسترتان به همین وبلاگ مراجعه میکنید.
نمونه ای از این پوسترها را برایتان آماده کرده ام واونو دراین روز عزیز تقدیم میکنم به همه مادران عزیز. برای دیدن پوستر دراندازه واقعی اینجارا کلیک کنید.
نمونه ای دیگررامیتوانید دروبلاگ کشکول جوانی که تبریک واسه تولد وبلاگشون نوشتم را مشاهده کنید.
انشاالله سالروز تولد وبلاگ شما.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 مرداد1384ساعت 3:34 توسط امیر |
|
بگذار تا همگان بدانند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 مرداد1384ساعت 2:48 توسط امیر |
|
|
وبلاگ یک ساله شد .
سالروز تاسیس وبلاگ کشکول جوانی را به نویسندگان عزیزش
و خوانندگان محترم وبلاگشان تبریک می گویم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 مرداد1384ساعت 21:28 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نام نویسنده: امیر
تاریخ تولد: 10 اردیبهشت 1363 محل سکونت: قم رشته هنری: خطاطی تاریخ تاسیس: 9 تیر 1384 |
| حرف دل |
|
|
| لوگو خودم |
|
|